Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قراوی

تلفظ بین المللی : /q1arˈɑvi/ تلفظ :‌ [q1aR'Avi]
لغت نامه دهخدا
  • قراویح
  • قراویز
  • السبعه فی القرایات
  • امثال قرانی
  • سیم قراری
  • صاحب قرانی
  • علی قرافی
  • قباوی
  • قرآنی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

قراوی . [ ق ُرْ را وی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قُرّاء . (ناظم الاطباء).

قراوی . [ ق َ وی ی ] (اِخ ) قریه ای است در غور از خاک اردن که در آن نیشکر خوب کشت شود. (از معجم البلدان ).

قراوی . [ ق َ وی ی ] (اِخ ) قریه ای است از توابع نابلس ، و موسوم است به قراوی بنی حسان . (از معجم البلدان )....

کلمات مرتبط

  • قراویح
  • قراویز
  • السبعه فی القرایات
  • امثال قرانی
  • سیم قراری
  • صاحب قرانی
  • علی قرافی
  • قباوی
  • قرآنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات