Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قحوحه

تلفظ بین المللی : /q1ohˈuːheː/ تلفظ :‌ [q1oh'u:he:]
لغت نامه دهخدا
  • قحقحه
  • قسوحه
  • قبوحه
  • قحاحه
  • قحوره
  • قحومه
  • زن قحبه
  • سمر قاوه
  • قاحه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

قحوحة. [ ق ُ ح َ ] (ع مص ) قَحاحة . (منتهی الارب ). ساده و بی آمیغ گردیدن . || فربه و پرمغز شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گویند: قح ّ قحوحة و قحاحة؛ ساده و بی آمیغ گردید و فربه و پرمغز شد. (منتهی الارب ).

( قحوحة ) قحوحة. [ ق ُ ح َ ] ( ع مص ) قَحاحة. ( منتهی الارب ). ساده و بی آمیغ گردیدن. || فربه و پرمغز شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گویند: قح قحوح...

کلمات مرتبط

  • قحقحه
  • قسوحه
  • قبوحه
  • قحاحه
  • قحوره
  • قحومه
  • زن قحبه
  • سمر قاوه
  • قاحه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات