Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قحزنه

تلفظ بین المللی : /q1ˌahazˈaneː/ تلفظ :‌ [q1,ahaz'ane:]
لغت نامه دهخدا
  • قحزله
  • قحزمه
  • قحزنات
  • قحنه
  • قحنه سیخک
  • زن قحبه
  • علی اباد قرنه
  • قازه
  • قازه دار
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

قحزنة. [ ق َ زَ ن َ ] (ع اِ) چوب دستی . || چوب دستی گنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ، قحازن . || (مص ) افکندن بزدن . (منتهی الارب ). افکندن و زدن . (آنندراج ). گویند: ضربه فقحزنه ؛ ای صرعه . (منتهی الارب ). رجوع به قحزله شود.

( قحزنة ) قحزنة. [ ق َ زَ ن َ ] ( ع اِ ) چوب دستی. || چوب دستی گنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج ، قحازن. || ( مص ) افکندن بز...

کلمات مرتبط

  • قحزله
  • قحزمه
  • قحزنات
  • قحنه
  • قحنه سیخک
  • زن قحبه
  • علی اباد قرنه
  • قازه
  • قازه دار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات