قبلة. [ ق َ ب َ ل َ ] (اِخ ) شهری است نزدیک دربند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (معجم البلدان ).
قبلة. [ ق َ ل َ ] (ع اِ) نوعی از مهره که بدان مردان را بند کنند و نیز بر گردن اسب بندند بجهت چشم زخم و افسون . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
بوسه؛ ماچ.
۱. جهت خانۀ کعبه در شهر مکه که مسلمانان رو بدان نماز میخوانند.
۲. سمتی که هنگام گزاردن نماز به آن رو میکنند.
۳. کعبه؛ خانۀ کعبه.
(قُ لَ یا لِ) [ ع . قبلة ] (اِ.) بوسه .
(قِ لَ یا لِ) [ ع . قبلة ] (اِ.) جهتی که هنگام نماز خواندن به آن رو می کنند.
(قَ لَ یا لِ) [ ع . قبلة ] (اِ.) نوعی از مهره که بدان مردان را بند کنند و نیز به جهت دفع چشم زخم بر گردن اسب بندند.
جنوب
کعبه
روش، طریقه
پیشوا، مهتر
جهت، سمت، سو
روبرو، مقابل
پرستشگاه، عبادتگاه، معبد
۱. کعبه
۲. پرستشگاه، عبادتگاه، معبد
۳. پیشوا، مهتر
۴. جهت، سمت، سو
۵. روبرو، مقابل
۶. جنوب
۷. روش، طریقه
پرستش سو، نمازسو