Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قبطیه

تلفظ بین المللی : /q1abtˈije/ تلفظ :‌ [q1abt'ije]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • ماریه قبطیه
  • تاریخ مصر لیوحنا النقیوسی رؤیه قبطیه للفتح الاسلامی
  • صالح قبطی
  • فابش قبطی
  • قاطیه
  • قانش قبطی
  • قبطی
  • قبلیه
  • قبیطه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قبطیة. [ ق ِطی ی َ ] (ص نسبی ) تأنیث قبطی . رجوع به قبطی شود.

قبطیة. [ ق ِ طی ی َ ] (اِخ ) (ماریه ٔ...) دختر شمعون مادر ابراهیم سریه ٔ آن حضرت صلی اﷲ علیه و سلم است . (منتهی الارب ).

قبطیة. [ ق ُ / ق ِ طی ی َ ] (ص نسبی ) (ثیاب ...) جامه ٔ کتان سپید منسوب به قبط. و ضم آن بر خلاف قیاس است . ج ، قَباطی و قَبّاطی . (م...

فرهنگ عمید

۱. = قبطی
۲. [قدیمی] نوعی پارچۀ کتانی سفید.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مونث قبطی . یا ثیاب قبطیه . کتان سپید منسوب به قبط . توضیح ضم آن بر خلاف قیاس است .
لغت قدیمی مصر است که در عهد خاندان فرعون رواج داشت و آن شاخه از لغت های حامی است که زبان یونانی پس از فتح اسکندر جای آنرا در امور رسمی دولتی و نیز در شهر ها گرفت .

کلمات مرتبط

  • ماریه قبطیه
  • تاریخ مصر لیوحنا النقیوسی رؤیه قبطیه للفتح الاسلامی
  • صالح قبطی
  • فابش قبطی
  • قاطیه
  • قانش قبطی
  • قبطی
  • قبلیه
  • قبیطه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات