قبض . [ ق ُب ْ ب َ ] (ع اِ) جانوری است که به سنگ پشت ماند. (منتهی الارب ). جانوری مانا به سنگ پشت . (ناظم الاطباء).
قبض . [ ق َ ب َ ] (ع اِ) این فَعَل به معنی مفعول است یعنی به پنجه گرفته . (منتهی الارب ). گویند: دخل مال فلان فی القَبَض ؛ ای فیما قُبِض من اموال الناس . (منتهی الارب ).
تصرف، تملک
رسید ≠ گشایش
اندوه، ملالت
اخذ، گرفتگی، گرفتن، گیرش
انقباض، فشردگی، یبوست ≠ بسط، رسید
۱. رسید
۲. انقباض، فشردگی، یبوست
۳. اخذ، گرفتگی، گرفتن، گیرش
۴. تصرف، تملک
۵. اندوه، ملالت ≠
۶. بسط، رسید گشایش
رسید، برگه فروش