معانی کلمه : قاینی
لغت نامه دهخدا
قاینی . [ ی ِ نی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قاین . (الانساب سمعانی ).
قاینی . [ ی ِ نی ی ] (اِخ ) جنیدبن محمدبن علی امام فاضل متدین و صوفی لطیف ظریف نیکوروش و بسیار پرهیزکار بود. وی در اصفهان از ابومنصور محمدبن احمدبن علی بن سکرویه و گروهی دیگر روایت شنید. (الانساب سمعانی ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
محمد خلیل ابن محمد اشرف اصفهانی وی بسال ۱۱۳۴ ق . پس از رهائی از محاصره افغان در قزوین اقامت کرد .
