معانی کلمه : قایق
فرهنگ عمید
کشتی کوچک پارویی یا موتوری، کرجی، زورق.
فرهنگ معین
(یِ ) [ تر. ] (اِ. ) کشتی ، زورق .
فرهنگ فارسی
کشتی کوچک پارویی یاموتوری، کرجی، زورق، کلمه ترک
( اسم ) کشتی کوچک که با پارو رانند یا با موتور حرکت کند کرجی بلم لتکه . یا قایق موتوری . قایقی که با موتور حرکت کند .
( اسم ) کشتی کوچک که با پارو رانند یا با موتور حرکت کند کرجی بلم لتکه . یا قایق موتوری . قایقی که با موتور حرکت کند .
دانشنامه عمومی
لتکا، بلم.
مترادف و متضاد
بلم، جهاز، زورق، کرجی، کلک
ark (اسم)
کشتی، صندوقچه، قایق
boat (اسم)
قایق، کرجی، کشتی کوچک، هر چیزی شبیه قایق
فرهنگ فارسی ساره
کرجی، کلک
