Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قاص صنعانی

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑs sanʔˈɑni/ تلفظ :‌ [q1'As san?'Ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قاص
  • قاص مرادی
  • ابن قاص
  • القاص آباد
  • القاص اباد
  • القاص لایحب ال
  • القاص لایحب القاص
  • القاص میرزا
  • قاضی ابن القاص
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قاص صنعانی. [ قاص ْ ص ِ ص َ ] ( اِخ ) عبداﷲبن بحیر، مکنی به ابووائل. و این عبداﷲبن بحیربن ریان که مردی ثقه است ، نیست. صاحب ترجمه از عروةبن محمدبن عطیه و عبدالرحمن بن یزید صنعانی عجائبی را نقل کند که گویا معمول به بوده است. احتجاج به منقولات او جایز نیست. عبدالرزاق بن همام و ابراهیم بن خالد صنعانیان از او روایت دارند. ( الانساب سمعانی ).

فرهنگ فارسی

عبدالله بن بحیر مکنی به ابو وائل و این عبدالله بن حبیر بن زیاد که مردی ثقه است .

کلمات مرتبط

  • قاص
  • قاص مرادی
  • ابن قاص
  • القاص آباد
  • القاص اباد
  • القاص لایحب ال
  • القاص لایحب القاص
  • القاص میرزا
  • قاضی ابن القاص
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات