قاص . [صِن ْ ] (ع ص ) نعت از قصی . دور. رجوع به قاصی شود.
قاص . [ قاص ص ] (اِخ ) مدنی . عطاربن یسار. داستانگوی مردم مدینه است . (الانساب سمعانی ).
قاص . [ قاص ص ] (اِخ ) کوفی . عمربن ذرذهبی . داستانگوی مردم کوفه است . (الانساب سمعانی ).