قاش . (ترکی ، اِ)برشی از خربوزه . (منتهی الارب ). قاچ . || ریزه . پاره . قطعه . (ناظم الاطباء). رجوع به قاچ شود.
قاش . (اِخ ) قصبه و مرکز بخشی است در افغانستان در جانب شرق سیستان و 275هزارگزی مغرب رودخانه ٔ هیرمند در ساحل چپ نهر قاشرود از توابع هیرمند. (از قاموس الاعلام ترکی )....
فرهنگ عمید
قاچ#NAME?
= قاچ
فرهنگ معین
قاش (ص مر. ق مر. ) پاره پاره ، قطعه قطعه .
فرهنگ فارسی
( اسم ) قسمت جلو زین اسب که از چوب شاخ یا فلز سازند . یا قاچ زین . پیش زین کوهه پیشین زین . رسن کشتن و این لغت عراقی است
دانشنامه عمومی
جایی که گوسفندان را درفصل کوچ عشایر دران نگهداری میکنند