Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قاروره شناس

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑruːrˌeː ʃenˈɑs/ تلفظ :‌ [q1'ARu:R,e: Sen'As]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • باستان شناسی قاره های امریکا
  • قاروره
  • قاروره انداز
  • قاروره ٔ برج
  • قاروره بر سنگ
  • قاروره بر سنگ زدن
  • حدیث قاروره
  • قاذوره
  • قاروری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قاروره شناس. [ رو رَ / رِ ش َ / ش ِ ] ( نف مرکب ) بول بیمارشناس. پزشکی که از بول بیمار بیماری او را تشخیص کند :
قاروره شناس نبض بفشرد
قاروره شناخت رنج او برد.
نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پزشکی که از بول بیمار مرض او را تشخیص دهد .

کلمات مرتبط

  • باستان شناسی قاره های امریکا
  • قاروره
  • قاروره انداز
  • قاروره ٔ برج
  • قاروره بر سنگ
  • قاروره بر سنگ زدن
  • حدیث قاروره
  • قاذوره
  • قاروری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات