قارظان. [ رِ ] ( اِخ ) قارظین. لقب دو تن که هر دو یا یکی از آن دو به نقل اساطیر به جستجوی برگ درخت سلم شدند و برنگشتند: 1- یذکربن عنزه بود. 2- عامربن رهم ، و این مثل شد: الاآتیک او یؤب القارظ العنزی. ( منتهی الارب ) ( تتمة صوان الحکمة ص 19 ): نیایم تا قارظ عنزی بازنگردد : بهر تنی که می اندر شود غمش بشودچنانکه باز نیاید چو قارظ عنزی.منوچهری.... در جهان آواره شد و ثانی فقید ثقیف و ثالث قارظین گشت. ...