Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قارادمن

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑrˈɑdamˌan/ تلفظ :‌ [q1'AR'Adam,an]
لغت نامه دهخدا
  • قاراشمیش
  • قاران
  • قارامران
  • قارامیطسون
  • قردامن
  • رقص اغیر قاراداغی
  • سنگ نگاره های قارادره
  • قاراداغلی خاچماز
  • قاراملیک
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

قارادمن. [ دُ م ُ ] ( معرب ، اِ ) قارادومون. قارادامن. قردمانا است. ( فهرست مخزن الادویه ). نام گیاهی است. کرویای جبلی و بری و آن زیره رومی است ، زردرنگ ، بدل وی اذخر و حرمل بود و گویند بدل آن مشکطرامشیع است. ( میزان الادویه ص 356 ).

کلمات مرتبط

  • قاراشمیش
  • قاران
  • قارامران
  • قارامیطسون
  • قردامن
  • رقص اغیر قاراداغی
  • سنگ نگاره های قارادره
  • قاراداغلی خاچماز
  • قاراملیک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات