Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قادوس

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑduːs/ تلفظ :‌ [q1'Adu:s]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابو قادوس
  • ابن قادوس دمیاطی
  • علی قادوسی
  • قابوس
  • قابوس نامه
  • قادرس
  • قادس
  • قادسی
  • قادسیه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قادوس . (ع اِ) ظرفی که در آن گندم و جو و دانه های دیگر ریزند برای آسیا کردن و عامه آن را کور نامند. || ظرفی که به وسیله ٔ آن آب را از جوی ها بالا آورند. ج ، قوادیس . (المنجد).

قادوس . (ع اِ) باتروس . پرنده ای است دریائی که صنفی از آن در جزائر اقیانوس ساکن زندگی میکنند و از بزرگترین پرندگان دریائی بشمار می آیند. طول دو بال آن رویهم رفته گاهی از ده قدم تجاوز...

فرهنگ فارسی

باتروس پرنده ایست دریائی که صنفی از آن در جزائر اقیانوس ساکن زندگی میکنند .

کلمات مرتبط

  • ابو قادوس
  • ابن قادوس دمیاطی
  • علی قادوسی
  • قابوس
  • قابوس نامه
  • قادرس
  • قادس
  • قادسی
  • قادسیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات