Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قادحه

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑdehˌeː/ تلفظ :‌ [q1'Adeh,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • قاحه
  • قادح
  • قادره
  • قادمه
  • قادمهالجیش
  • قاده
  • قادیه
  • قامحه
  • قردحه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قادحة. [ دِ ح َ ] (ع ص ) تأنیث قادح . رجوع به قادح شود.

( قادحة ) قادحة. [ دِ ح َ ] ( ع ص ) تأنیث قادح. رجوع به قادح شود.

فرهنگ عمید

۱. کرم دندان.
۲. کرم چوب خوره.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث قادح .

کلمات مرتبط

  • قاحه
  • قادح
  • قادره
  • قادمه
  • قادمهالجیش
  • قاده
  • قادیه
  • قامحه
  • قردحه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات