کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : قابلیت حل
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑbelˌiːjat hˈal/
تلفظ :
[q1'Abel,i:jat h'al]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
غیر قابل حل
قابل حل
قابل حل به طریق جبری
معمای غیر قابل حل
حلفایه قبلی
حلقه گذاری قابل تنظیم معده
قابلیت
قابلیت احتراق
قابلیت ارتجاع
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
solubility
(اسم)
قابلیت حل
solvability
(اسم)
قابلیت حل، محلولی
کلمات مرتبط
غیر قابل حل
قابل حل
قابل حل به طریق جبری
معمای غیر قابل حل
حلفایه قبلی
حلقه گذاری قابل تنظیم معده
قابلیت
قابلیت احتراق
قابلیت ارتجاع
نظرات