Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فیلق

تلفظ بین المللی : /fˈilaq1/ تلفظ :‌ [f'ilaq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فیلق الشام
  • فیلقوس
  • دیر فیق
  • ذو فلقه
  • رب الفلق
  • روس فیل
  • انجمن فیلارمونیک
  • سازگان فیلارمونیک
  • عام الفیل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فیلق . [ ل َ ] (معرب ، اِ) پیله . (فرهنگ فارسی معین ). پیله . دودالقز. بادامه . (از یادداشت مؤلف ).

فیلق . [ ف َ ل َ ] (ع اِ) بلا و سختی . || لشکر. ج ، فیالق . (از منتهی الارب ). به لغت رومی لشکر و سپاه باشد. (برهان ). || (ص ) مرد بزرگ جثه . (منتهی الارب ).

فیلق. [ ف َ ل َ ] ( ع اِ ) بلا و سختی. || لشکر. ج ، فیالق...

فرهنگ فارسی

پیله . بادامه

کلمات مرتبط

  • فیلق الشام
  • فیلقوس
  • دیر فیق
  • ذو فلقه
  • رب الفلق
  • روس فیل
  • انجمن فیلارمونیک
  • سازگان فیلارمونیک
  • عام الفیل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات