فید. [ ف َ ] (ع اِ) زعفران سوده . || موی دراز که بر پوزه ٔ اسب برآید. (ازمنتهی الارب ) (اقرب الموارد). || برگ زعفران . (اقرب الموارد). || (مص ) مردن و هلاک گردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || خرامیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ). || ثابت شدن مال برای کسی . (منتهی الارب ). || رفتن مال از کسی . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || سودن زعفران را. (از اقرب الموارد...
فرهنگ فارسی
شهرکی است در نیمه راه کوفه به مکه که در میانش حصاری با دروازه های آهنین است . و شخصی فید نام آن را بنا کرده است .
دانشنامه عمومی
فید (مهندسی صدا). فِید (به انگلیسی: Fade) در مهندسی صدا به افزایش و کاهش تدریجی سیگنال صدا گفته می شود.اگر سیگنال صدای یک آهنگ به سکوت منتهی شود به آن Fade-Out (کم کم محو شدن) و اگر سیگنال صدای یک آهنگ کم کم افزایش یابد به آن Fade-in (کم کم بلند شدن) گفته می شود.مهندسی صداwiki: فید (مهندسی صدا)...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱۶(بار)قلب. . آنچه چشم دید قلب تکذیب نکرد قلب را از آن فؤاد گویند که در آن توقد و دلسوزی هست که «فأد» به معنی بریان کردن آمده است به قولی علت این تسمیه تأثر و تحول قلب است که «فأد» در اصل به معنی حرکت و تحریک است. (اقرب) راغب وجه اول را گفته و نیز قلب را به علت تقلب و تحول آن قلب گفتهاند. جمع آن افئده است . دلهائی از مردم را وادار که به ایشان مایل باشند. . تقدیر آیه ظ...