Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فکنده سپر

تلفظ بین المللی : /fekˈandeː sˈepar/ تلفظ :‌ [fek'ande: s'epaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سپر فکندن
  • فکنده
  • فکنده سر
  • فکنده سرین
  • فکنده کفن
  • عنان فکنده
  • رخت فکندن
  • رستخیز فکندن
  • رو فکندن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فکنده سپر. [ ف َ / ف ِ ک َ دَ / دِ س ِ پ َ ] ( ص مرکب ) مغلوب.( یادداشت مؤلف ). شکست خورده. تسلیم شده :
راست گفتی هزیمتی سپهند
خسته و جسته و فکنده سپر.
فرخی ( دیوان ص 101 ).
چه عجب داری از فکنده سپر
شرم عثمان ز رعب پیغمبر.
سنائی.

فرهنگ فارسی

مغلوب . شکست خورده

کلمات مرتبط

  • سپر فکندن
  • فکنده
  • فکنده سر
  • فکنده سرین
  • فکنده کفن
  • عنان فکنده
  • رخت فکندن
  • رستخیز فکندن
  • رو فکندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات