معانی کلمه : فوج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. جماعت، گروه، دسته.
۲. (نظامی ) [منسوخ] = هنگ١
۲. (نظامی ) [منسوخ] = هنگ١
فرهنگ معین
(فُ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - گروه ، دسته . ۲ - قسمتی از ارتش ، هنگ ، ج . افواج .
فرهنگ فارسی
جماعت، گروه، دسته، قسمتی ازارتش، هنگ
( اسم ) ۱ - گروه دسته ۲ - هنگ جمع افواج .
( اسم ) ۱ - گروه دسته ۲ - هنگ جمع افواج .
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
اُردی
