Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فنوک

تلفظ بین المللی : /fˈonuːk/ تلفظ :‌ [f'onu:k]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • فنوکسی اتانول
  • فنوکسی بنزامین
  • فنوکسی متیل پنی سیلین
  • فنوکسی کارب
  • ذی فنون
  • الفنون
  • سر فروکشیدن
  • طالش محله ٔ فتوک
  • فتوک
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

فنوک.[ ف ُ ] ( ع مص ) جای گرفتن و اقامت کردن در جایی. ( ازاقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || مواظبت بر کاری. ( از اقرب الموارد ). || همیشگی نمودن بر چیزی. || دروغ بربافتن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || ستیهیدن. ( منتهی الارب ). لج کردن. ( از اقرب الموارد ). || بی باک گردیدن جاریه. || پیوسته خوردن طعام وبازنماندن و ننگ نداشتن. || درآمدن در کار. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به فن...

دانشنامه عمومی

ساختمهندسی رباتیکشرکت فانوک (‎/fænʊk/‎) که در کشور ژاپن قرار داد یک گروه از شرکت های است که به شرکت های فانوک آمریکا (Fanuc America Corporation) و شرکت (FANUC Robotics Europe SA) که در لوکزامبورگ واقع شده است تعلق دارد.$ 5.302 billion دلار آمریکا (سال مالی ۲۰۱۲)$ 1.966 billion دلار آمریکا (سال مالی ۲۰۱۲)wiki: فنوک...

کلمات مرتبط

  • فنوکسی اتانول
  • فنوکسی بنزامین
  • فنوکسی متیل پنی سیلین
  • فنوکسی کارب
  • ذی فنون
  • الفنون
  • سر فروکشیدن
  • طالش محله ٔ فتوک
  • فتوک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات