Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فنا کردن

تلفظ بین المللی : /fanˈɑ kˈardan/ تلفظ :‌ [fan'A k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • فدا کردن
  • فرا اب کردن
  • فرا پشت کردن
  • فرا کردن
  • فن و فن کردن
  • با حروف الفبا بیان کردن
  • با فن فن صحبت یا گریه کردن
  • ضربه فنی کردن
  • فرا کوچ کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

فنا کردن. [ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نابود کردن. مقابل فنا شدن :
دیده ما چون بسی علت در اوست
رو فنا کن دید خود در دید دوست.
مولوی.

فرهنگ فارسی

نابود کردن مقابل فنا شدن

مترادف و متضاد

ruin (فعل)فاسد کردن، سربه سر کردن، فنا کردن، خراب کردن، سیاه کردنdestroy (فعل)برانداختن، ضایع کردن، کشتن، نابود کردن، از بین بردن، فنا کردن، خراب کردن، تباه کردن، ویران کردنannihilate (فعل)خرد کردن، نابود کردن، از بین بردن، سربه سر کردن، محو کردن، خنثی نمودن، فنا کردن...

واژه نامه بختیاریکا

نِشُندِن سرچل سرد

کلمات مرتبط

  • فدا کردن
  • فرا اب کردن
  • فرا پشت کردن
  • فرا کردن
  • فن و فن کردن
  • با حروف الفبا بیان کردن
  • با فن فن صحبت یا گریه کردن
  • ضربه فنی کردن
  • فرا کوچ کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات