معانی کلمه : فناناپذیر
لغت نامه دهخدا
فناناپذیر. [ ف َ پ َ ] (نف مرکب ) مقابل فناپذیر. پایدار. ماندنی .
مترادف و متضاد
ابدی، ازلی، باقی، جاودان، جاوید، سرمدی، لایموت، موبد، مخلد ≠ فناپذیر

فناناپذیر. [ ف َ پ َ ] (نف مرکب ) مقابل فناپذیر. پایدار. ماندنی .
ابدی، ازلی، باقی، جاودان، جاوید، سرمدی، لایموت، موبد، مخلد ≠ فناپذیر