Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فقیری

تلفظ بین المللی : /faq1ˈiri/ تلفظ :‌ [faq1'iRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فقیری امین
  • ابوالقاسم فقیری
  • امین فقیری
  • محمد فقیری
  • منصور فقیریار
  • غار فقیر
  • فخیری
  • فقری
  • فقیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فقیری . [ ف َ ] (ص نسبی ) منسوب به فقیر که انتساب اجدادی است . (از سمعانی ).

فقیری . [ ف َ ] (حامص ) فقر. فقیر بودن : سعدی نظر بپوشان یا خرقه در میان نه رندی روا نباشد در جامه ٔ فقیری . سعدی .دل چو غنی شد ز فقیری چه غم روز رهایی ز اسیری چه غم ؟خواجو....

فرهنگ فارسی

۱ - تهیدستی فقر ۲ - عدم اختیار را گویند که علم و عمل از او مسلوب شده باشد
منسوب به فقیر که انتساب اجدادی است .

کلمات مرتبط

  • فقیری امین
  • ابوالقاسم فقیری
  • امین فقیری
  • محمد فقیری
  • منصور فقیریار
  • غار فقیر
  • فخیری
  • فقری
  • فقیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات