Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فقم

تلفظ بین المللی : /fˈaq1m/ تلفظ :‌ [f'aq1m]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فقماء
  • فقمی
  • دکمۀ فرمان
  • دگرش فامینه
  • دیو فام
  • راستی فرمای
  • رخصت فرما
  • رنگ بی فام
  • رنگ فام دار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فقم . [ ف َ ق ِ ] (ع ص ) مرد زیرک که بر خصم غالب آید. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

فقم . [ ف ُ ق ُ ] (ع اِ) دهان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). سقف دهان . (یادداشت مؤلف ).

فقم . [ ف ُ / ف َ ] (ع اِ) زنخ یا یکی از دو جانب زنخ . || نوک بینی سگ . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد)....

فرهنگ فارسی

مرد زیرک که بر خصم غالب آید .

کلمات مرتبط

  • فقماء
  • فقمی
  • دکمۀ فرمان
  • دگرش فامینه
  • دیو فام
  • راستی فرمای
  • رخصت فرما
  • رنگ بی فام
  • رنگ فام دار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات