معانی کلمه : فغان برامدن
لغت نامه دهخدا
( فغان برآمدن ) فغان برآمدن. [ ف َ ب َ م َدَ ] ( مص مرکب ) بلند شدن فریاد و ناله :
با این جفا که اکنون با عاشقان نمودی
روزی نگفت یک کس کز یک فغان برآمد.
با این جفا که اکنون با عاشقان نمودی
روزی نگفت یک کس کز یک فغان برآمد.
فرهنگ فارسی
( فغان بر آمدن ) بلند شدن فریاد و ناله
