Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فطام

تلفظ بین المللی : /fatˈɑm/ تلفظ :‌ [fat'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • دگرش فامینه
  • دیو فام
  • رنگ بی فام
  • رنگ فام دار
  • زرین فام
  • امدادیان فاطمه
  • ستی فاطمه
  • سرخ فام
  • سیاه فام
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فطام. [ ف ِ ] ( ع مص ) جداکردن طفل از مادر. ( از اقرب الموارد ). موقوف کردن شیرخوارگی کودک بعد عمر دوسالگی. ( غیاث ) : دایه جود ترا گفتم ، کرا خواهی رضیع؟گفت باری آز را کش نیست امید فطام.کمال الدین اسماعیل.چون فطامش شد بگفتم با پری تا درآموزند نطق و داوری.مولوی.گر ز شیر دیو تن را وابری در فطام او بسی حلوا خوری.مولوی.پس حیات ماست موقوف فطام اندک اندک جمع کن ، تم الکلام.مولوی.|| شکستگی. || مفارقت از...

فرهنگ عمید

۱. از شیر گرفتن کودک.
۲. [مجاز] جدا کردن چیزی از چیز دیگر.

فرهنگ معین

(فِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) باز گرفتن طفل از شیر. ۲ - (اِ. ) زمان باز گرفتن کودک از شیر.

فرهنگ فارسی

هنگام ازشیرگرفتن کودک، ازشیربازگرفتگی کودک
۱ - ( مصدر ) باز گرفتن طفل از شیر ۲ - ( اسم ) زمان بازگرفتن کودک از شیر .

کلمات مرتبط

  • دگرش فامینه
  • دیو فام
  • رنگ بی فام
  • رنگ فام دار
  • زرین فام
  • امدادیان فاطمه
  • ستی فاطمه
  • سرخ فام
  • سیاه فام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات