Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فضل

تلفظ بین المللی : /fˈazl/ تلفظ :‌ [f'azl]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • فضل الله
  • فضل دادن
  • فضل داشتن
  • فضل فروش
  • فضل فروشی
  • فضل نهادن
  • فضل پرور
  • فضل کردن
  • فضل فروشی کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

فضل . [ ف َ ] (اِخ ) المسترشدباﷲ خلیفه ٔ عباسی . رجوع به مسترشدباﷲ شود.

فضل . [ ف ُ ض ُ ] (ع اِ) جامه ٔ بادروزه که زنان در وقت عمل و کار پوشند. || (ص ) جامه ٔ بادروزه پوشنده . (منتهی الارب ).

فضل . [ف َ ] (اِخ ) نام کنیز متوکل است که شاعره ای بود و دریمامه تولد یافته بود. در زمان وی شاعره ای فصیح تر از او نبود. او ...

فرهنگ عمید

۱. [مقابلِ نقص] کمال، دانش، علم.
۲. برتری.
۳. بخشش، احسان، نیکویی.
۴. [قدیمی] افزونی.

فرهنگ معین

(فَ ضْ ) [ ع . ] (اِمص . ) ۱ - کمال ، افزونی . ۲ - رجحان ، برتری . ۳ - نیکویی ، بخشش . ۴ - معرفت ، دانش .

دانشنامه آزاد فارسی

فَضْل(یا: فضله) از اصطلاحات موسیقی قدیم ایران برای تعیین فاصله. اصطلاحی که فارابی آن را معادل فاصله ای برابر با کُما، ( ۹/۱ پرده) در موسیقی امروز، به کار می برده است. پردۀ بزرگ از دو لیما به علاوۀ یک کُما (فضل) درست شده است؛ هر لیما معادل نیم پرده است.wikijoo: فضل...

فرهنگ فارسی

ابن ربیع وزیر امین خلیفه عباسی ( ف. ۲٠۸ ه.ق . ) وی از بازماندگان یکی از موالی عثمان بن عفان توسط عثمان آزاد شده بود میباشد . او و خانواده اش بمخالفت با عمال ایرانی پرداختند و بتعصب در عربیت معروف بودند. در سال ۱۷۳ چون خیزران درگذشت هارون الرشید وی را وزارت داد و او تا سال ۱۷۸ درین شغل بود و بعلت اختلاف بین امین و مامون و پیروزی مامون فضل در اختفامیزیست تا با وساطت طاهر ذوالیمینین از خشم مامون در ا...

دانشنامه عمومی

فضل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:فضل (شاعر)فضل (نیشابور)wiki: بخش مرکزی شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران است.فهرست روستاهای ایراناین روستا در دهستان دربقاضی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۷ نفر (۶خانوار) بوده است.wiki: فضل (نیشابور)...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: fazl) (عربی) برتری در دانش ، اخلاق و هنر ؛ دانش و معلومات ؛ لطف و توجه و رحمت و احسان (که از خداوند می‌رسد) ؛ (در قدیم) افزونی ، زیادتی ، سخاوت و بخشندگی ؛ (در اعلام) نام چند تن از مشاهیر تاریخی .

اسم: فضل (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: fazl) (فارسی: فَضل) (انگلیسی: fazl) معنی: برتری دانش، اخلاق، و هنر، لطف، توجه، رحمت، برتری در دانش، اخلاق و هنر، دانش و معلومات، لطف و توجه و رح...

مترادف و متضاد

برتری، رجحان

افزونی، زیادت

احسان، بخشش، کرم، منت

بینش، حکمت، دانایی، دانش، علم، فرهنگ، کمال، معرفت

۱. بینش، حکمت، دانایی، دانش، علم، فرهنگ، کمال، معرفت
۲. برتری، رجحان
۳. افزونی، زیادت
۴. احسان، بخشش، کرم، منت

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی فَضْلِ: زیادی و فزونی در کارهای ستوده - بخششی که به دلیل استحقاق فرد مورد بخشش قرار گرفته ، صورت نمی گیرد بلکه از زیادی کرم شخص بخشنده است (کلمه فضل مانند کلمه فضول به معنای زیادی است ، با این تفاوت که فضل به طوریکه گفتهاند زیادی در مکارم و کارهای ستوده است ...معنی فَضَّلَ: فضیلت داد - برتری بخشید - فزونی دادمعنی تَفْضِیلاًَ: برتری - فزونی (از کلمه فضل به معنی زیادی)معنی فَضْلَه...

کلمات مرتبط

  • فضل الله
  • فضل دادن
  • فضل داشتن
  • فضل فروش
  • فضل فروشی
  • فضل نهادن
  • فضل پرور
  • فضل کردن
  • فضل فروشی کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات