معانی کلمه : فضای منظم
فرهنگ فارسی
یک فضای توپولوژیکی که در آن هر مجموعۀ بسته و هر نقطهای در خارج آن مجموعه همسایگیهای باز جداازهم داشته باشند
فرهنگستان زبان و ادب
{regular space} [ریاضی] یک فضای توپولوژیکی که در آن هر مجموعۀ بسته و هر نقطه ای در خارج آن مجموعه همسایگی های باز جداازهم داشته باشند
