فصیح . [ ف َ ] (اِخ ) مولانا فصیح . شخصی تواناست و در دانش بی نظیر و بی همتا و در خدمت جوکی میرزا می بود و کتابت قصرهای باغات او از شعر فصیح است و تتبع قصیده ٔمصنوع سلمان کرده و مخزن الاسرار نظامی را نیز جواب گفته ، و این بیت در باب نهان داشتن اسرار از اوست :هر نفسی کز تو کسی بشنودبی شک از او همنفسی بشنود.و قبراو در هری است . (از مجالس النفائس ص 205)....
فرهنگ عمید
۱. ویژگی کسی که خوب سخن بگوید و کلامش بدون ابهام باشد. ۲. (قید ) همراه با شیدایی
فرهنگ معین
(فَ ) [ ع . ] (ص . ) زبان آور، خوش سخن .
فرهنگ فارسی
خوافی احمد بن جلال الدین محمد از رجال و نویسندگان نیمه اول قر. ۹ ه. ( و. ۷۷۷ - ف.پس از ۸۴۵ ه ق. ) . از مردم خواف بود و نسبش به ابوامامه صدی بن عجلان بن وهب باهلی صحابی میرسد و محل تحصیل و نشو نمای او ظاهرا هرات بود . در سال ۸٠۷ بعد از مرگ تیمور شاهرخ او را از هرات با دو تن از امرا بسمرقند برای تحویل گرفتن خزانه خاصه شاهرخ از عمر شیخ خازن فرستاد . وی تا سال ۸۱۸ در خدمت یکی از امرای بزرگ علائ الدین ...
فرهنگ اسم ها
اسم: فصیح (پسر) (عربی) (تلفظ: fasih) (فارسی: فصیح) (انگلیسی: fasih) معنی: خوش سخن، تر زبان، ویژگی سخن یا بیانی که روان، روشن و شیواست و شنونده و خواننده آن را به سهولت در می یابد، دارای فصاحت، ویژگی آن که سخنش روان، خالی از ابهام و دارای فصاحت باشد، ( در قدیم ) به طور روشن و آشکار، دور از ابهام، همراه با فصاحت، ( اعلام ) فصیح خوافی [، قمری] احمدبن جلال الدین محمدبن نصیرالدین یحیی، تاریخ نگار، ملق...