معانی کلمه : فصد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
رگ زدن و خون گرفتن از ورید.
فرهنگ معین
(فَ صْ ) [ ع . ] (مص م . ) رگ زدن ، خون گرفتن از طریق نیشتر زدن به رگ .
دانشنامه آزاد فارسی
فَصْد
رجوع شود به:حجامت
رجوع شود به:حجامت
wikijoo: فصد
فرهنگ فارسی
رگ زدن، خون گرفتن ازورید
۱ - ( مصدر ) رگ زدن ۲ - ( اسم ) رگ زدگی گشودگی رگ .
۱ - ( مصدر ) رگ زدن ۲ - ( اسم ) رگ زدگی گشودگی رگ .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
حجامت، خونگیری، رگزنی
