Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فشار وارد اوردن بر

تلفظ بین المللی : /fˈeʃɑr vˈɑred ovˈordan bˈar/ تلفظ :‌ [f'eSAR v'ARed ov'oRdan b'aR]
مترادف و متضاد
  • واحد فشار هوا
  • واحد فشار
  • فشاروَرد
  • فشار
  • فشار آب ایستایی بالا
  • فشار احتراق
  • فشار اشباع بی دَررو
  • فشار اوردن
  • فشار اُسمزی
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

press (فعل)
ازدحام کردن، فشردن، چلاندن، فشار اوردن، فشار دادن، اتو زدن، پرس کردن، فشار وارد اوردن بر، وارد اوردن

کلمات مرتبط

  • واحد فشار هوا
  • واحد فشار
  • فشاروَرد
  • فشار
  • فشار آب ایستایی بالا
  • فشار احتراق
  • فشار اشباع بی دَررو
  • فشار اوردن
  • فشار اُسمزی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات