Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فشار خون

تلفظ بین المللی : /fˈeʃɑr xˈuːn/ تلفظ :‌ [f'eSAR x'u:n]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • فشار خون خیلی پایین
  • فشار خون بالا
  • فشار خون روپوش سفید
  • فشار خون پایین
  • الت سنجش فشار خون
  • افزایش فشار خون
  • بیماری فشار خون
  • داروهای کاهنده فشار خون
  • فشار گاز در خون سرخرگی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فشارخون. [ ف ِ رِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ( اصطلاح پزشکی ) عبارت از نیرویی است که در موقع انقباض و انبساط قلب از طرف خون بر جدار شریانها وارد می شود. حالت اولی را فشار ماکزیما و حالت دومی را فشار می نیما گویند: فشار خون شریانی. ( از فرهنگ فارسی معین ).- فشار خون سنج ؛ اسبابی که بوسیله آن فشار ماکزیما و می نیمای خون را در شریانها اندازه می گیرند. اسباب اندازه گیری فشار خون. ( فرهنگ فارسی معین )...

فرهنگ عمید

۱. فشاری که خون به جدارۀ سرخرگ ها وارد می کند.
۲. [عامیانه] بیماری ناشی از زیاد بودن این فشار بر جدارۀ رگ ها.

دانشنامه آزاد فارسی

فشار خون (blood pressure)فشار یا تنشی که خون براثر عمل تلمبه ای قلب به دیوارۀ داخلی رگ ها، مخصوصاً سرخ رگ ها، وارد می کند. فشار خونِ بالاتر از حد طبیعی (پرفشاری خون) معلول شرایط گوناگونی است و گاهی نیز علت مشخصی ندارد. پایین بودن غیرطبیعی فشارخون (اُفت فشار خون) در هنگام شوک یا به دنبال ازدست رفتن حجم زیادی از مایعات بدن یا خون، به هر علت، مشاهده می شود. در پستانداران، بطن چپ خون را به درون سرخرگ ...

فرهنگ فارسی

عبارت از نیرویی است که در موقع انقباض و انبساط قلب از طرف خون بر جدار شریانها وارد می شود .

دانشنامه عمومی

فشار خون (به انگلیسی: Blood pressure) به مقدار فشاری گفته می شود که توسط خون در جریان، به دیوارهٔ رگ ها وارد می آید و یکی از علائم حیاتی است. فشار یک مفهوم فیزیکی است، مقصود از فشار اشاره به «قدرت» یک مایع متحرک است. فشار خون در نواحی نزدیک قلب، بیشتر و نسبت فاصله گرفتن از قلب کم تر می شود.سنجنسوراثتچاقی و اضافه وزنرژیم غذاییدیابتکم تحرکیعوامل اجتماعی و روانیدخانیاتالکلفشار خون با جریان یافتن به ش...

مترادف و متضاد

blood pressure (اسم)
فشار خون

hypertension (اسم)
فشار خون، افزایش فشار خون، بیماری فشار خون

کلمات مرتبط

  • فشار خون خیلی پایین
  • فشار خون بالا
  • فشار خون روپوش سفید
  • فشار خون پایین
  • الت سنجش فشار خون
  • افزایش فشار خون
  • بیماری فشار خون
  • داروهای کاهنده فشار خون
  • فشار گاز در خون سرخرگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات