معانی کلمه : فریبندگی
لغت نامه دهخدا
فریبندگی. [ ف ِ / ف َ ب َ دَ / دِ ] ( حامص ) مکر و فریب. حیله بازی وریا. تزویر و خیانت. ( از ناظم الاطباء ) :
فریبندگی ها در او بیشمار
که آید نویسندگان را بکار.
فریبندگی ها در او بیشمار
که آید نویسندگان را بکار.
فرهنگ عمید
۱. فریبنده بودن، حالت و وضع فریبنده.
۲. مکر، فریب.
۲. مکر، فریب.
فرهنگ فارسی
مکر و فریب و حیله بازی و ریا و تزویر و خیانت .
