فِرِیا (Freya)(یا: فریجا) در اساطیر اسکاندیناوی، الهۀ عشق زناشویی و خانه و کاشانه. پس از همدستی سبکسرانه اش با چهار کوتوله برای به دست آوردن گردن بند بریسینگامن، اودین با تبدیل فریا به الهۀ مرگ او را مجازات کرد. در این حال فریا انسان ها را به جنگ می کشانید و خود در ارابه ای که دو گربه آن را می کشیدند، بر فراز میدان های جنگ پرواز می کرد. نیمی از پهلوانانی که کشته شده بودند در ضیافت او در تالارش در ...
دانشنامه عمومی
فَرْیا شکوهمند،دوست
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: fariyā) ]فری = خجسته ، مبارک ، دارای خجستگی و شکوه ، شکوهمند و خجسته + ا = (پسوند نسبت)[ ، (به مجاز) خجسته ، شکوهمند ، مبارک ، با شکوه ؛ (به مجاز) جذاب ، دلپذیر و گیرا .
اسم: فریا (دختر) (فارسی) (تلفظ: fariyā) (فارسی: فَريا) (انگلیسی: fariya) معنی: ( به مجاز ) خجسته، مبارک، با شکوه، جذاب، دلپذیر، [فری= خجسته، دارای خجستگی و شکوه، شکوهمند و خجسته، ا = ( پسوند نسبت ) ]، شکوهمند، دلپذیر...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی فَرِیّاً: نوظهور و عظیمریشه کلمه: فری (۶۱ بار)«فَرِیّ» از مادّه «فَرْی» بنا به گفته «راغب» در کتاب «مفردات»، به معنای بزرگ یا عجیب و یا ساختگی آمده است و در اصل از مادّه «فری» به معنای پاره کردن پوست برای اصلاح آن است.wikialkb: فَرِیّا...