Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فری

تلفظ بین المللی : /fˈeri/ تلفظ :‌ [f'eRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی
  • فری تاون
  • فری یاپت
  • فِرّی الکتریسیته
  • فِرّی مغناطیس
  • فِرّی مغناطیسی
  • فری الکتریسیته
  • فری مغناطیسی
  • فری ادواردو
  • فری استیت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

فری . [ ] (اِخ ) شهری است از سند از آن سوی رود مهران . جایی با نعمت بسیار. و منبر آنجا نیست و جهازهای هندوستان بدین جا افتد. (حدود العالم ).

فری . [ ف َ ری ی ] (ع ص ) دروغ بربافته . (منتهی الارب ). الامر المختلق المصنوع او العظیم و منه لقد جِئت ِشیئاً فریاً. (اقرب الموارد). || کار شگفت . (منتهی الارب ). شگفت . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). ||...

فرهنگ عمید

۱. خجسته، مبارک.
۲. (شبه جمله ) کلمۀ تحسین، زهی، خوشا، آفرین: فری آن فریبنده زلفین مشکین / فری آن فروزنده رخسار دلبر (فرخی: ۱۴۷ ).
۳. عجیب، شگفت انگیز: خال ز غالیه نهد هرکس و روی سیب را / خال ز خون نهاد ماه اینت مشاطهٴ فری (خاقانی: ۴۲۹ ).

فرهنگ معین

(فَ یا فِ ) (شب جم . ) زه ! آفرین ! احسنت !

دانشنامه آزاد فارسی

فِرِی (Frey)در اساطیر اسکاندیناوی، خدای صلح و ثمربخشی، پسر نیورد و برادر فریا. از دودمان وانیرها، خدایان باروری، که در برابر اودین و اِسیرها، خدایان جنگ، قرار داشت. فری در اوپسالای سوئد بیش از جاهای دیگر مرید داشت.wikijoo: فری...

فرهنگ فارسی

کلمه تحسین به معنی زهی، خوشا، آفرین
زه . آفرین . احسنت : فری عید مسلمانان و فرخ جشن پیغمبر همایون و مبارک باد بر سلطان نیک اختر .
دروغ بربافته . یا دلو بزرگ فراخ

دانشنامه عمومی

فِری (به انگلیسی: fairy) یا پری، یک موجود کوچک، تخیلی و انسان نما است. این موجود تخیلی موجودی فتنه آمیز، باهوش و صاحب قدرتِ سِحر و جادو است.فِری در اساطیر اروپایی جای دارد و موجودی فرشته نما است.wiki: سیگار ایجاد شده در برزیل است؛ مالک فعلی این برند بریتیش امریکن توباکو است. این برند در سال ۱۹۸۴؛ ۳۵ سال پیش (۱۹۸۴) پایه گذاری گردید.فهرست نام های سیگارتولید سیگارهای این برند از سال ۲۰۱۶ متوقف شده اس...

گویش مازنی

نام گوسفندی به رنگ قهوه ای و سیاه

/feri/ نام گوسفندی به رنگ قهوه ای و سیاه

کلمات مرتبط

  • فری تاون
  • فری یاپت
  • فِرّی الکتریسیته
  • فِرّی مغناطیس
  • فِرّی مغناطیسی
  • فری الکتریسیته
  • فری مغناطیسی
  • فری ادواردو
  • فری استیت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات