Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرکن

تلفظ بین المللی : /fˈerkon/ تلفظ :‌ [f'eRkon]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • نیکولاس فرکن
  • فرکند
  • فرکندن
  • فرکنده
  • فرکندیدن
  • فرکنفلد
  • البانی فرانچسکو
  • ان دو فرانس
  • اناتول فرانس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

فرکن. [ ف َ ک َ ] ( اِ ) کاریز آب بود. ( اسدی ). جویی را گویند که نو احداث کرده باشند وآب در آن تازه جاری شده باشد. ( برهان ) : دو فرکن است روان از دو دیده بر دو رخم رخم ز رفتن فرکن به جملگی فرکند.خسروانی.|| زمینی که به صدمه سیل کنده شده و جابه جا آب ایستاده باشد. || چیزی که به سبب طول مدت از هم فروریخته و پوسیده باشد. ( برهان ). رجوع به فرغن و فرکند شود....

فرهنگ عمید

۱. زمینی که سیل از آن عبور کرده و آن را کنده و گود کرده باشد.
۲. جوی آب.
۳. کاریز.
۴. نقب.

فرهنگ معین

(فَ رْ کَ ) (اِ. ) ۱ - زمینی که سیل آن را کنده و گود کرده باشد. ۲ - جوی آب که تازه احداث شده باشد. ۳ - کاریز آب .

کلمات مرتبط

  • نیکولاس فرکن
  • فرکند
  • فرکندن
  • فرکنده
  • فرکندیدن
  • فرکنفلد
  • البانی فرانچسکو
  • ان دو فرانس
  • اناتول فرانس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات