کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : فرو نشان
تلفظ بین المللی :
/fˈoru nˈeʃɑn/
تلفظ :
[f'oRu n'eSAn]
پیمایش سریع
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
فرو نشاندن
فرو نشانیدن
خشم را فرو نشاندن
فرونشان
فرونشانی 1
فرونشانی 2
فرونشانی اپتیکی
فرونشانی فروگشته ای
فرونشانی نوری
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگستان زبان و ادب
{repressor} [زیست شناسی] مولکولی معمولاً پروتئینی که به وسیلۀ ژن ترازگر (regulator ) ساخته می شود و با اتصال به ورزگر، مانع رونویسی ورزۀ مربوط می شود
کلمات مرتبط
فرو نشاندن
فرو نشانیدن
خشم را فرو نشاندن
فرونشان
فرونشانی 1
فرونشانی 2
فرونشانی اپتیکی
فرونشانی فروگشته ای
فرونشانی نوری
نظرات