معانی کلمه : فروپاشی
فرهنگ فارسی
متلاشی شدن قرص و تبدیل آن به ذرات ریز در محیط مایع
هرگونه تغییر خواص خودبهخودی یا تحریکی هسته که به آزادسازی ذره یا پرتوِ گاما منجر شود
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{disintegration, tablet disintegration} [علوم دارویی] متلاشی شدن قرص و تبدیل آن به ذرات ریز در محیط مایع
