کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : فروهلید
تلفظ بین المللی :
/fˌaruːhˈalid/
تلفظ :
[f,aRu:h'alid]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فروهلیدن
فروهیده
سر فروکشیدن
طرح فروچیدن
فراهید
فراهیدی
فروزیدن
فروشیدن
فرومولیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فروهلید. [ ف ُ هَِ ] ( مص مرخم ، اِمص ) گذاشتن و افکندن. ( برهان ). رجوع به فروهشتن و فروهلیدن شود.
فرهنگ فارسی
گذاشتن و افکندن
کلمات مرتبط
فروهلیدن
فروهیده
سر فروکشیدن
طرح فروچیدن
فراهید
فراهیدی
فروزیدن
فروشیدن
فرومولیدن
نظرات