Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فروغ

تلفظ بین المللی : /fˈoruːq1/ تلفظ :‌ [f'oRu:q1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • فروغ الدوله
  • فروغ الدین
  • فروغ بخش
  • فروغ دادن
  • فروغ داشتن
  • فروغ کاشانی
  • فروغ گرفتن
  • فروغ فرخزاد
  • فروغ اصفهانی محمدمهدی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فروغ . [ ف ُ ] (ع مص ) فارغ شدن . (تاج المصادر بیهقی ). پرداختن از کاری . (اقرب الموارد). پرداختن از چیزی . (منتهی الارب ). || پایان دادن کسی کاری را. (اقرب الموارد). فراغ . فراغت . رجوع بدین کلمات شود. || آهنگ کردن بسوی کسی . (منتهی الارب ). قصد. || تهی شدن ظرف . (اقرب الموارد). || مردن . (منتهی الارب ). مردن بمناسبت تهی شدن جسم از روح . || هدر شدن خون کسی . (از اقرب الموارد). || ریخته شدن آب . (...

فرهنگ عمید

۱. روشنی، پرتو.
۲. [مجاز] رونق، جذابیت: ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما / آبروی خوبی از چاه زنخدان شما (حافظ: ۴۰ ).

فرهنگ معین

(فُ ) (اِ. ) روشنی ، پرتو.

فرهنگ فارسی

افروغ:فروز، روشنی، پرتو، تابش آفتاب یا آتش
فارغ شدن . پرداختن از کاری

دانشنامه عمومی

فروغ (آلبوم). فروغ آلبوم استودیویی اثر علیرضا قربانی است که در خرداد ماه ۱۳۹۶ پخش شد. نام این آلبوم برگرفته از قطعه ای به همین نام با شعری از فروغ فرخزاد است.علیرضا قربانیآلبوم فروغ به خوانندگی علیرضا قربانی و به آهنگسازی سامان صمیمی در ۱۰ قطعه منتشر شده است.فروغ فرخزاد، مولانا، مسعود کلانتری، علیرضا کلیایی ترانه سرایان این آلبوم هستند.میلاد محمدی، بهتاش ابوالقاسم، آتنا اشتیاقی، پانیذ فریوسفی، م...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: foruq) روشنی‌‌ای که از آتش‌ ، خورشید و دیگر منابع نورانی می‌تابد ؛ پرتو ؛ شعله‌ی آتش ؛ (به مجاز) رونق ، درخشندگی و جذابیت ؛(به مجاز) امید به زندگی و شوق و اشتیاق.

اسم: فروغ (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: foruq) (فارسی: فروغ) (انگلیسی: forugh) معنی: روشنی، تابش، نور، پرتو، شعله ی آتش، ( به مجاز ) رونق، روشنی ای که از آتش، خورشید و دیگر منابع نورانی می تابد، درخشندگی و جذابیت، ( به مجاز )...

مترادف و متضاد

پرتو، تاب، تابش، تابندگی، درخشش، درخشندگی، روشنایی، روشنی، روشنایی، شعشعه، ضیا، لمعان، نور، وراغ

shine (اسم)پرتو، فروغ، تابش، برق، روشنی، سو، درخشش، پرتلالوء، براقیblaze (اسم)فروغ، درخشندگی، رنگ یا نور درخشان، شعله درخشان یا اتش مشتعلluminosity (اسم)فروغ، درخشش، نور افکنی، فروزندگی، جسم نورانی...

کلمات مرتبط

  • فروغ الدوله
  • فروغ الدین
  • فروغ بخش
  • فروغ دادن
  • فروغ داشتن
  • فروغ کاشانی
  • فروغ گرفتن
  • فروغ فرخزاد
  • فروغ اصفهانی محمدمهدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات