فرور. [ ف َرْ وَ ] (اِ) جدایی . جدا شدن . افتراق . (برهان ). فرورد. فروهر. (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
فرور. [ ] (اِخ ) جزیره ای است در جنوب ایران که محل صید مروارید است . (از جغرافیای اقتصادی کیهان ص 37).
فروهر#NAME?
(تلفظ: farvar) فرورد ، فروهر ، فره وش ، نگهداری کردن ، پروردن ؛ (در اعلام) نام یکی از سرکشان ماد در زمان داریوش .