معانی کلمه : فرود اوردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
( فرود آوردن ) ( ~ . وَ یا وُ دَ ) (مص م . )۱ - پایین آوردن . ۲ - پیاده کردن .
فرهنگ فارسی
( فرود آوردن ) ( مصدر ) ۱ - پایین آوردن نازل کردن تنزیل ۲ - پیاده کردن ۳ - پایین کردن مقابل بر آوردن ( چنانکه در عضاده اسطرلاب موقع رصد کواکب ) .
