فرودافکندن . [ ف ُاَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بپایین انداختن . فرودآوردن .- سر فرودافکندن ؛ سر به پایین انداختن فکر کردن را : امیرالمؤمنین سر فرودافکند و زمانی ببود. (تاریخ بیهقی ).