معانی کلمه : فروخته
لغت نامه دهخدا
فروخته . [ ف ُ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) بیع کرده شده . (برهان ). اسم مفعول از فروختن . (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
فرهنگ عمید
به فروش رسیده.
فرهنگ معین
(فُ خْ تِ ) (ص مف . ) افروخته .

فروخته . [ ف ُ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) بیع کرده شده . (برهان ). اسم مفعول از فروختن . (حاشیه ٔ برهان چ معین ).