فرهاد. [ ف َ ] (اِخ ) نام یکی از نجبای ایران . (ولف ) : دگر مهر برزین خراد را سوم مهر برزین فرهاد را.
فردوسی .
فرهاد. [ ف َ ](اِخ ) نام سردار لشکر انوشروان . (ولف ) : چپ لشکرش را به فرهاد دادبسی پندها بر دلش کرد یاد.فردوسی ....
دانشنامه آزاد فارسی
در شاهنامۀ فردوسی، پهلوان ایرانی که پس از دلاوری های فراوان همراه کیکاوس به بند دیو سپید افتاد و سرانجام به دست رستم از بند رهید. فرهاد همراه کِیکاوس به هاماوَران رفت و در نبرد هفت دلاوران در توران و در کین خواهی سیاوش همراه رستم بود. او همچنین کِیخسرو را در نبرد با افراسیاب با هفتاد تن از خاندان خود یاری داد.wikijoo: فرهاد فرهاد (مستعار). رجوع شود به:اشتری، علی (تهران ۱۳۰۱ـ۱۳۴۰ش)wikijoo: فرهاد_(...
فرهنگ فارسی
یکی از پهلوانان ایران در زمان کاوس ( داستان ) . دهی است از دهستان ریوند بخش حومه شهرستان نیشابور .
دانشنامه عمومی
فَرهادبه معنی شکوهمند (باشکوه)فرهاد یکم (ح۱۷۶- ح۱۷۱ ق. م)فرهاد دوم (ح۱۳۸ یا ۱۳۷- ح۱۲۸ ق. م)فرهاد سوم (۷۰ یا ۶۹- ۵۸ یا ۵۷ ق. م)فرهاد چهارم (ح۳۷- ۲ ق. م)فرهاد پنجم (فرهادک) (۲ ق. م- ۴ م)در کردی فرهاد به دو بخش فره (زیاد یا بسیار)هات (خوش اقبال)یکی ازنام های ایرانی با کاربردی بسیار کهن است. این نام در میان مردم ایرانی تبار بیشتر به عنوان نام کوچک پسر و گاه به عنوان نام خانوادگی و گاه در ترکیباتی نام ...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: farhād) (در اعلام) سنگ تراشی معاصر خسرو پرویز که داستان عشق او و شیرین معشوق خسرو معروف است ، نامِ پنج تن از شاهنشاهان اشکانی؛ نام یکی از پهلوانانِ ایران در زمان کاووس ؛ در بعضی منابع فرهاد را ' یاری' معنی کردهاند .
اسم: فرهاد (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: farhād) (فارسی: فَرهاد) (انگلیسی: farhad) معنی: شکوهمند، یاری، از شخصیت های شاهنامه و از پهلوانان ایرانی در زمان کیکاووس، ...