Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرنگ

تلفظ بین المللی : /fˈaranɡ/ تلفظ :‌ [f'aRang]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • شاه فرنگ
  • شهر فرنگ
  • کافر فرنگ
  • جعفرخان از فرنگ برگشته
  • نخ فرنگ
  • ترنگ فرنگ
  • نا فرنگ
  • آبله ٔ فرنگ
  • ابله ٔ فرنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

فرنگ . [ ] (اِخ ) نام یکی از دختران بهمن بن اسفندیار. (از فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 15).

فرنگ . [ ف َ رَ ] (اِ) فاق و زبانه و آن در اصطلاح نجاران نرولاس باشد که از چوب کنند و تخته ای را در تخته ای بدان صورت درنشانند. (یادداشت به خط مؤلف ).

فرنگ . [ ف ِ ن َ ] (اِ) بازیچه ٔ اطفا...

فرهنگ عمید

۱. از مردم فرنگ.
۲. ساخته شده یا نشئت گرفته از کشورهای اروپایی.
۳. تهیه شده به سبک اروپایی.

فرهنگ معین

(فَ رَ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - نام عمومی هر یک از کشورهای اروپا و گاهی آمریکا. ۲ - کشور فرانسه که مسکن قوم فرانک (قبیله ای از نژاد ژرمن ) است .

دانشنامه آزاد فارسی

فَرَنْگ(برگرفته از نام قوم فرانک؛ به عربی اِفْرَنْج یا افرنجه) عنوانی که مسلمانان به محل زندگی اروپائیان می دهند. فرنگی فردی از آن خطه یا چیزی منسوب به آن جاست. مسلمانان در جنگ های صلیبی، این کلمه را به همه مسیحیانی اطلاق می کردند که به سرزمین آنان حمله ور شده بودند. یاقوت جغرافی دان عرب می گوید که فرنگ نام سرزمین وسیعی است که همه ساکنان آن مسیحی اند و بنا به نام نیایشان افرنجش، آنان را افرنجه می ...

فرهنگ فارسی

۱ - نام قوم [ فرانک ] ۲ - کشور [ فرانسه ] که مسکن قوم فرانک است . ۳ - سرزمین اروپاییان غربی اروپای غربی ( من باب اطق جزئبکل ) : [ اندلس ... الکه ایست از مضافات مملکت استانیول که سلطنتی است . از فرنگ ] ( هدایت مقدمه انجمن آرا در اشتباهات برهان ) ۴ - ممالک عیسوی کیش اروپا ( من باب اطق جزئ بکل ) : [ مردی که اینجا بی پرده و حجاب حرف بزند نادرتر از آنست که زنی در فرنگ با چادر و نقاب راه برود ] ( نامه ا...

دانشنامه عمومی

فرنگستان یا فرنگ برگرفته از واژهٔ فرانک (به فرانسوی: Franc) است. خاقانی این واژه را در دیوان خود بکاربرده استفرانسهاروپافرانک هاسگبانت شه فرنگ یابمدربان شه عسقلان ببینم (دیوان خاقانی-در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز)این واژه از سوی سعدی شیرازی هم به کار رفته است که در احوال سفرهای خود در شام میگوید مدتی را به اسارت سربازان فرنگی در جنگهای صلیبی در آمده است:wiki: بخش مرکزی شهرستان گالیکش در اس...

گویش مازنی

یکی از نهرهایی که به خلیج استرآباد می ریزدفرنگیس کلا

/fereng/ یکی از نهرهایی که به خلیج استرآباد می ریزدفرنگیس کلا

مترادف و متضاد

اروپا، افرنگ، غرب، فرانسه

واژه نامه بختیاریکا

( فِرِنگ ) فرهنگ

کلمات مرتبط

  • شاه فرنگ
  • شهر فرنگ
  • کافر فرنگ
  • جعفرخان از فرنگ برگشته
  • نخ فرنگ
  • ترنگ فرنگ
  • نا فرنگ
  • آبله ٔ فرنگ
  • ابله ٔ فرنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات