معانی کلمه : فرماندهی و نظارت و ارتباطات و اطلاعات
فرهنگ فارسی
هدایت نیروهای تحت امر و اعمال اقتدار بر آنها توسط فرمانده، شامل بهکارگیری ارتباطات و ارائۀ بهموقعِ اطلاعات از منابع اطلاعاتی و حسگرهای مختلف برای انجام مأموریت محولشده که براساس آنها درک منسجمی از وضعیت راهکنشی و راهبردی و عملیاتی به دست میآید اختـ . فونات C3I
فرهنگستان زبان و ادب
{command, control, communications and intelligence} [علوم نظامی] هدایت نیروهای تحت امر و اعمال اقتدار بر آنها توسط فرمانده، شامل به کارگیری ارتباطات و ارائۀ به موقعِ اطلاعات از منابع اطلاعاتی و حسگرهای مختلف برای انجام مأموریت محول شده که براساس آنها درک منسجمی از وضعیت راهکنشی و راهبردی و عملیاتی به ...
کلمات مرتبط
- فرماندهی و نظارت و ارتباطات و رایانه و اطلاعات
- فرماندهی و نظارت و ارتباطات و رایانه و اطلاعات و مراقبت و شناسایی
- خنثی سازی فرماندهی و نظارت و ارتباطات و اطلاعات
- فرماندهی و نظارت و ارتباطات و رایانه
- ضدِ فرماندهی و نظارت و ارتباطات
- فرماندهی و نظارت و ارتباطات
- اقدامات ضد فرماندهی و نظارت و ارتباطات
- حفاظت فرماندهی و نظارت و ارتباطات
- ضد فرماندهی و نظارت و ارتباطات
