Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرساینده

تلفظ بین المللی : /fˌarsɑjˈande/ تلفظ :‌ [f,aRsAj'ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • از پا رفتن ناشی از ترس یا کار فرساینده
  • فرایندهای اکسایش پیشرفته
  • فرایندهای شکل گیری محوطه
  • فرایندهای گرمابی
  • فرسایندگی
  • فرساییده
  • فرماینده
  • فرواینده با چتر نجات
  • فساینده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

فرساینده. [ ف َ ی َ دَ / دِ ] ( نف ) فرسوده کننده. آنچه چیز دیگر را بفرساید و از میان برد. ( یادداشت به خط مؤلف ). || چیزی باشد که به سببی از اسباب مانند رسیدن آسیبی و مکروهی و یا به کثرت دست خوردن و... نقصان و خرابی تمام بدان راه یافته. ( برهان ).

فرهنگ عمید

۱. فرسوده کننده.
۲. نابودکننده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه یا آنچه فرسوده کند .

مترادف و متضاد

grueling (صفت)
خسته کننده، فرساینده، تنبیه کننده

gruelling (صفت)
فرساینده، تنبیه کننده

واژه نامه بختیاریکا

ساها
تُزگنا

کلمات مرتبط

  • از پا رفتن ناشی از ترس یا کار فرساینده
  • فرایندهای اکسایش پیشرفته
  • فرایندهای شکل گیری محوطه
  • فرایندهای گرمابی
  • فرسایندگی
  • فرساییده
  • فرماینده
  • فرواینده با چتر نجات
  • فساینده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات